أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

213

قانون ( فارسى )

در تب شطر الغب اكثرا چندين بار حالت چندش مقدمهء تب تكرار مىشود . سبب اين است كه شايد دو مادهء دو تب تركيبى باهم درگير مىشوند يا مهمان ناخوانده‌اى بر آن ديگرى وارد مىآيد . ممكن است اين حالت چندش پيشاهنگ تب سه بار تكرار شود . حتى در برخى حالات حالت لرزش و چندش همچنان باقى مىماند و اندامان تن تا اندازه‌اى گرم مىشوند ؛ به اين دليل است كه شطر الغب ناميده مىشود . اين حالت درهم برهمى كه چندش و لرزش بارها تكرار مىشود و با وجود گرم شدن اندامان ، لرزش و چندش دست برنمىدارد . سببش اين است كه بدن انسان در حالت ابتلا به شطر الغب - چنان كه لازم و دلخواه است - كاملا پاك و بىآلايش نمىگردد . مرحلهء سرآغاز تب و مرحلهء دوم تب - كه حرارت در افزايش است - بيمار را بسيار پريشان حال مىكند . بويژه اگر تركيب تب تشابكى باشد ، يعنى هر دو حالت تب باهم روى آورده باشند و جدا از هم نيايند ؛ يا اينكه حالت تداخلى باشد ، يعنى درحالىكه تبى هست ، تبى ديگر بر آن مهمان شود . در اين حالات است كه چندش پيش‌درآمد تب چندين بار تكرار مىشود و مرحلهء نهايى يعنى وقتى كه حرارت تب به اوج خود رسيده و هنوز شروع به پايين آمدن نكرده است بسيار طول مىكشد . بيمار با حرارت بدن با تب روبرو مىشود ، سپس حرارت پايين مىآيد و گمان مىرود كه تب رخت بربسته كه ناگاه لرزش و چندش بازمىگردد و روز از نو روزى از نو . تب همان و حرارت بدن همان ، و سبب همان است كه اشاره كرديم . هر خلطى كه عفونى شده و سبب تب مخصوص به خود گشته است ، راه و روش مخصوص به خود دارد و روىآورش نيز با روىآور تب هم تركيبش متفاوت است . دوران سوم اين تب ، يعنى مرحلهء به منتهى رسيدن درجات تب - كه ديگر افزايش حرارت متوقف مىشود - روىهم‌رفته و به‌طور كلى ، در قياس با اين حالت در تب بلغمى ، زودتر شروع مىشود ؛ و در واقع مرحلهء سوم قبل از توقف درجات حرارت - كه در تب بلغمى هم رخ مىدهد - مشاهده مىشود . و در قياس با حالت نهايى ، تب ناشى از خلط مرارى كندتر است يعنى ديرتر شروع مىكند و ديرتر به حد نهايى مىرسد ؛ زيرا گسترش حرارت با زحمت بيشترى انجام مىشود . بويژه در نوبت اول اين فرق آشكارتر است . در تب شطر الغب ، مرحلهء سوم بسيار شدت مىيابد و مرحلهء پايين آمدن درجات تب نيز طولانى مىشود ، كه سبب همان نزاع دو مادهء خلط سبب دو نوع تب است . كمتر رخ مىدهد كه تب شطر الغب خاتمه‌اش با عرق كردن بيمار باشد . تب شطر الغب سومين روز نوبتش به حالت روز اول نوبت و روز دوم نوبت شبيه است . ممكن است از چندين نشانى ديگر بتوانى تب شطر الغب را شناسائى كنى از قبيل : رفتار و عادات بيمار از روىآورهاى بيمارى ، مثلا : انسان مادهء خلط صفرايى به حد زياد در بدن دارد كه اين خلط صفرايى عفونى شده است و بعد از آن شخص بىكار مانده و كمتر حركت كرده و قبلا عادت به ورزشى داشته كه ترك كرده است . همچنين غذاهايى خورده است كه توليد خلط بلغمى زياد كرده‌اند . يا انسانى مادهء خلط بلغمى بسيار در بدن دارد ، خلط متعفن شده